چرا خاتمی ،احمدی نژاد رای آورد ...
جامعه ای را در نظر می آوریم که در آن مثلا 7 گروه از نظر سیاسی، اجتماعی و اقتصادی حضور دارند. هر کدام طرفداران و یارانی دست و پا کرده اند و نفوذی پیدا کرده اند.
گروهA ،صاحب 35 درصد آرا جامعه است.
گروه B، توانسته 20 درصد آرا جامعه را با خود همراه کند.
گرو C، ۱۵در صد آرا جامعه را دارد.
گروه D،۱۰ درصد آرا را در انتخابات به خود اختصاص می دهد.
گروه E نیز10 درصد آرا را در انتخابات کسب می کند.
و گروه های GوFنیزهر کدام 5 در صد میان رای دهندگان محبوبیت دارند.
بر این اساس در یک دمکراسی نسبتا سالم گروه A قادر است در انتخابات های برگزار شده با کسب 35 در صد آرا با "اکثریت نسبی" به پیروزی برسد. این چنین آرایی را رای های "ایجابی" می نامیم، یعنی رای دهندگان به گروه سیاسی و طبقه خود به دلیل اشتراک نظر ، دیدگاه و یا منافع طبقاتی شان رای داده اند. این آرا "همگن" هستند و تا حدود زیادی پایدار. گروه A نیز در صورت نیاز با ائتلاف با گروه B یا چند گروه دیگر که آرا کمتری دارند و دیدگاه هایی نزدیک تر، اکثریت خود را به بالای 50 درصد می رساند.
حال وضعیتی را در نظر آورید که رای د هندگان به وسیله گروهایی که دارای اکثریت نسبی نیستند، یعنی آرا ئشان از 35 درصد کمتر است تحریک می شوند که چه نشسته اید که گروه A گروهی تمامیت خواه، فاشیست، انحصار طلب، بر باد دهنده منافع ملی ، فاقد وجاهت جهانی و ... است.
این گروهای کم رای و یا دارای رایی کمتر از گروهA ، برای مقابله با گروه A سعی می کنند متحد شوند در حالی که منافع طبقاتی همسان، خواستگاه های اجتماعی یکسان و دارای دیدگاه های مشترک فرهنگی نیستند. تنها نطقه اشتراک شان مقابله با پیروزی A و شکست دادن آن است.
در این حالت نسبت آرا حدودا 35 به 65 خواهد بود یعنی" اکثریت مطلق". حال ممکن است این گروه پیروز که توانسته مخالفین A را متحد کند هر کدام از گروه های B.D.E. و یا حتی Fو G باشد. این آرا را " سلبی " می نامیم چرا که برای مقابله با A ،در صندوق ها ریخته شده و" ناهمگن" است. این همان چیزی است به به زبان ساده می گوییم " می دانیم چه نمی خواهیم اما نمی دانیم چه می خواهیم". در دمکراسی اکثریت نسبی، مردم بر اساس آنچه می خواهند رای می دهند و در دمکراسی بر اساس آرا سلبی مردم رای می دهند بر اساس آنچه نمی خواهند.
اصولا دمکراسی های قوی و پایدار بر اساس آرا ایجابی و اکثریتی نسبی به وجود می آیند و کمتر دمکراسی بر پایه آرا سلبی پایدار و مستحکم بوده است.
توجه به نحوه انتخاب آقای خاتمی عزیز در انتخابات دوم خرداد 1376 در این باره خالی از لطف نخواهد بود . چرا که در آن انتخابات شعار های رقیب وی کاملا شفاف بود. تقریبا همه مردم می دانستد که آقای ناطق نوری در زمینه مسائلی چون حجاب، اقتصاد، فرهنگ و حتی اداره شهرها و ... چه دیدگاه هایی دارد و چه سیاست هایی را اعمال خواهد کرد.
اما در مقابل آقای خاتمی که در آن دوره چندان هم چهره شناخته شده ای نبودند شعارهایی بر اساس آزادی، جامعه مدنی و مردم سالاری می دادند که چندان هم شفاف نبود. همپچنان که وقتی ایشان و یارانشان بعد از انتخابات شعار جامعه مدنی را به مدینت النبی تفسیر کردند آه از نهاد برخی دیگر از یارانشان برآمد.اما دلیل اصلی 20 ملیون را آقای خاتمی نه شعای های شان که بلکه رای نیاوردن آقای ناطق بود.
اتفاقا آقای احمدی نژاد هم در انتخابات نهم بسیاری از آرا خود را مدیون مخالفان آقای هاشمی بودند نه شعارها و عملکرد خود.
ناهمگی آرا ایشان همان نتایج در حال به بار آوردن است که آقای خاتمی تجربه کرده بودند. اندک اندک فرو پاشیدن جبهه نامگن رای دهندگان, نبود امکان ایجاد اتحاد برای اعمال سیاست های اعلام شده و به قول خود آقای خاتمی عبور و مرور فراوان, در نهایت ترافیک و شکست سنگین از اصول گرایان.
اینبار هم سناریو فوق عملی خواهد شد؟

